یادش بخیر
تا فردا همتونو به خدای مهربون می سپارم مواظب خودتون باشین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چرا تا پایین اومدین. خودم میرفتم
نه تور خدا زحمت نکشین. بفرمایین بالا
******************
یادش بخیر قدیما دخترا احساس داشتن ما باهاش بازی میکردیم
...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منتظر جوکین هنــــــــــــــــــــوز
ای روتونو برم ، هــــــــــــی
*******************
اومدم تو این هوای سرد و برفی قهوه درست کنم و کنار شومینه
با آرامش قهوه بخورم و از پنجره بارش برف رو تماشا کنم.
بعد دیدم تو خونه مون نه شومینه داریم نه قهوه، پنجره هم رو
به ساختمون روبه رومونِ که خرابش کردن
***************
ابتکار جدید برای رصد خانه همسایه...
اینم یه ابتکار دیگه...

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 20:59 توسط ميترا
|